السيد حامد النقوي
119
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله دربارهء جناب أمير المؤمنين عليه السّلام نموده و تصديق آن حضرت نكرده ، كلمهء اللَّهمّ ان كان ما يقوله محمد حقا بر زبان آورده . و ثانيا فرض كرديم كه او مسلم بود ، ليكن ادعاى ضرورت عدم نزول عذاب حجاره بر أحدى از مسلمين بمعنى كه شامل همچو كسى باشد ممنوع و مدفوع است ، و المدعى مكابر مطالب بالدليل ، و ليس إليه من سبيل . و خاتمهء مهملات و آخر خرافات ابن تيميه استدلال او است بر كذب اين روايت بعدم ذكر حارث بن نعمان در صحابه ، با وصف آنكه اسلام حارث بزعم او از اين روايت ثابت شده ، و اين خبطى است نهايت قبيح ، و توهمى است بغايت فضيح ! چه اولا هر گاه حسب اين روايت حارث از قبول امر جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم سرتافته ، و در حقيقت انكار صدق آن حضرت نموده ، و كلمهء اللَّهمّ ان كان ما يقوله محمد حقا بر زبان آورده ، او كافر گرديد ، و او را از اسلام بهره نماند ، پس ثبوت اسلام ظاهرى او در سابق به كار نمىآيد ، و آن موجب دخول او در صحابه نمىگردد ، زيرا كه مراد از صحابى كسى است كه موت او بر اسلام واقع شده باشد ، و مرتدين و كافرين داخل صحابه نيستند ، پس رجاى ذكر چنين كافر مرتد در صحابه از عجائب توهمات فضيحه است ، و ظاهرا حضرت ابن تيميه با اين همه امامت و جلالت و شيخوخيت اسلام ، معناى صحابى هم ندانسته كه از علماى اسلام اميد ذكر چنين كافر مرتد در زمرهء صحابهء كرام دارد ! و ثانيا فرض كرديم كه اين حارث حسب زعم ابن تيميه بىدين و از